کد خبر: 4077871
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۱

مروری بر زندگی ملافتحعلی سلطان‌آبادی

ملافتحعلی سلطان‌آبادی، یکی از علمای دینی بود که در سال 1240 در شهر اراک متولد شد. وی با نام آخوند ملافتحعلی سلطان‌آبادی نیز مشهور است. مقاله حجت‌الاسلام سعید حسنی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان اراک در این رابطه تقدیم مخاطبان می‌شود.

ملافتحعلی سلطان‌آبادیملافتحعلی سلطان‌آبادی، یکی از علمای دینی بود که در سال 1240 در شهر اراک متولد شد. وی با نام آخوند ملافتحعلی سلطان‌آبادی نیز مشهور است. این عالم دینی دروس مقدماتی را در ایران فراگرفت و برای تکمیل دانش به نجف مهاجرت کرد. او ابتدا به جلسات صاحب جواهر وارد شد و بعد از وفات استاد از حضور شیخ مرتضی انصاری و حاج ملاعلی رازی استفاده کرد. در ادامه با میرزای شیرازی آشنا شد و اندوخته‌های علمی‌اش را کامل کرد. وی تحصیلات خود را تا درجه اجتهاد ادامه داد.

آیت‌الله بهجت درباره او نقل کرده است: «می‌گویند هر وقت می‌شنید یک نفر از محبان اهل‌ بیت(ع) از دنیا رفته، خواه او را می‌شناخت یا نه دو رکعت نماز میت برایش به جا می‌آورد و کسی این را نمی‌دانست تا اینکه از نزدیکان کسی از دنیا رفت و در خواب او را دیدند و از نجات خود از عذاب به واسطه نماز آخوند صحبت به میان آورد. وی از جمله کسانی بود که باعث توجه مردم به عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم شد. آيت‌الله بهجت همچنین از آيت‌الله طباطبائی نقل کرده است که «آيت‌الله نائینی می‌گفت: بنده در مراقبه، هيچ کس را همتای سید بن طاووس و ملا فتح علی سلطان آبادی نديدم».

ملافتحعلی سلطان‌آبادی، یکی از شخصیت‌های برجسته استان مرکزی و شهر اراک است که جهت معرفی این شخصیت کم‌نظیر همایش علمی پژوهشی آخوند ملافتحعلی سلطان‌آبادی از سال 99 به میزبانی اراک برگزار شد و مقالاتی نیز در این خصوص به دبیرخانه ارسال شد و آثار مورد داوری قرار گرفت و بنا بر اعلام هیئت داوران هیچ یک از آثاردریافتی موفق به کسب امتیازات مورد نیاز برای هریک از رتبه‌های اول تا پنجم نشدند. حجت‌الاسلام سعید حسنی، هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و پژهشگر نیز در این همایش مقاله‌ای تحت عنوان «کرامات آیت‌الله آخوند ملافتحعلی سلطان‌آبادی اراکی در کلام آیت‌الله بهجت (قدّس سرّهما)» ارسال کرد که بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده و به عنوان اولین مقاله شایسته تقدیر اعلام شد. متن مقاله بدین شرح منتشر می‌شود.

مقدمه

پژوهش حاضر پیرامون بیاناتی از آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت (قدس سره) است که ایشان، در آنها به ذکر کراماتی از مرحوم آیت‌الله آخوند ملافتح­علی سلطان‌آبادی عراقی (اراکی) پرداخته است. بدیهی است پژوهش پیرامون کرامات علمای بزرگ شیعه امری مهم و ضروری است و آنچه اهمیت این تحقیق را دوچندان می­‌کند، از یک طرف شخصیت عظیم، اما مجهول‌القدر این عالم دیار عراق عجم است که زحمات امثال او و آقانورالدین عرقی(اراکی)، بذر انقلابیون و شهدای این خطه فرهیختگان را فراهم ساخته و از سوی دیگر، دست اول بودن و موثّق بودن راوی این کرامات یعنی مرجع تقلید شیعه و جمال السالکین و العباد حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت فومنی است که شاگرد ایشان(1) در طول پانزده سال تقریر نموده است.

پیشینه تحقیق

در کتاب‌ها و موسوعه‌های تراجم، پیرامون زندگی‌نامه و شخصیت علمی و عرفانی ملافتح­علی سلطان‌آبادی(قده) مطالب بسیار مهمی بیان شده و در برخی پژوهش‌­های معاصر نیز مطالبی گردآوری شده است. به‌طور مثال محمدمهدی موسوی شفتی(1326ق) در کتاب «غرقاب» به ذکر احوالات ایشان پرداخته و زمان درگذشت ملافتح­علی را ربیع‌الاول 1318 قمری می­‌داند(موسوی شفتی، 1430ق: 236). سیدحسن صدر(1354ق) به ذکر احوالات ایشان پرداخته و در انتهای توصیف او می‌فرماید: دریای علمی بود که دوّمی ندارد، و توصیفات محدّث نوری را بین می‌کند که می­‌فرماید: نزد من آگاه­‌ترین فرد به طریقه ائمه‌ هدی(ع) ملافتح­علی سلطان‌­آبادی است(صدر، 1429ق: 4/193). سیدمحسن امین(1371ق) در مورد ایشان می‌فرماید: ملافتح­علی سلطان­‌آبادی فرزند حسن، در سال 1317قمری در کربلا وفات یافت.

وی در ابتدا در ایران به تحصیل پرداخت و سپس در عراق در درس صاحب جواهر محمدحسن نجفی، شیخ اعظم انصاری و میرزا سیدحسن شیرازی حاضر شد(امین، 1403ق: 8/392). محقق سخت­کوش محمدمحسن­ آقابزرگ تهرانی(1389ق) او را علامه جلیل‌القدر و زینت سالکین و مجتهدین و صاحب کرامات و مقامات می­خواند. کسی که در کلّ عمر لباسی جز از جنس کرباس ارزان قیمت نپوشید و غذای او از نان گندم و یا جو تجاوز نکرد و الهامات الهیه او را بر اسرار و دقایق تفسیر آیات قرآن واقف ساخته بود به نحوی که عقول را متحیّر کرد. کسی که در سامرا تحصیل کرد، در کربلا وفات نمود و در نجف دفن شد(آقابزرگ تهرانی، 1430ق: 17/10-13). عبدالکریم پاک­نیا در مقاله «شهریار شهود» به ذکر زندگی­نامه، ملکات اخلاقی ستوده ایشان، احوالات او، توصیف علما در مورد او، و فعالیت‌­های علمی و خدمات اجتماعی ایشان مخصوصا در اراک پرداخته و برخی حالات عرفانی او را متذکر شده است. وی سال تولّد ملّافتح­علی را 1240 قمری و محل تولّد او را سلطان‌آباد اراک ذکر می‌­کند(پاک­نیا، 1394ش: سایت فرهیختگان تمدن شیعی:.2 البته تحقیقی که به ذکر کرامات ملافتح­علی سلطان‌آبادی از زبان آیت‌الله بهجت بپردازد یافت نشد و این نکته مقاله حاضر را دارای نوآوری می­‌گرداند.(3)

مفهوم‌شناسی کرامت

كرامت شی‏ء، نفيس و عزيز شدن آن است و در مقابل حقارت به کار می­‌رود(فیومی، 1414ق: 531). راغب اصفهانی می‌‏گوید: کرم فقط در مورد انجام نیکی­‌های بزرگ به کار می‌­رود و هر چيزی كه در مجموعه و نوع خود شرافت پيدا كند متصف به كَرَم می‏‌شود(راغب اصفهانی، 1427ق: 707). علامه مصطفوی می­‌فرماید: کرامت، عزّت و تفوّقی در خود شیء است و برتری جویی نسبت به دیگری در آن لحاظ نشده است. و مفاهيم  الجود، و الإعطاء، و السخاء، و الصفح، و العظم، و النزه، و مرضي و محمود بودن، و حسن یا مصون یا غير لئيم و پست از آثار و لوازم خارجی کرامت است و در مفهوم کرامت وجود ندارند(مصطفوی، 1430ق: 10/49). کَرامت در مصادر لغوی معاصر، مصدر است: «کَرُمَ، یَکرُمُ، کَرَماً و کَرامَةً» و به معنای با سخاوت شدن و بزرگواری و ارجمندی نمودن تعریف شده است(انیس و دیگران، 1384ش: 2/1672).

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی می‌­فرماید: مرحوم علامه طباطبایی رضوان‌الله تعالی عليه كراراً در جلسه درس می‌‏فرمود: «كرامت»، معادل دقيق فارسی ندارد و برای بيان آن از چند لفظ بايد استفاده كرد. آن‌گاه می‌فرمودند: اگر انسان به مقامی برسد كه در برابر خدا عبودیت محض پيدا كند و حاضر نباشد در مقابل غير خدا سر بر زمين بسايد می‏‌توان گفت: به مقام «كرامت» رسيده است. كلام ايشان را اين‏گونه می‏توان تبيين كرد: انسان هر چه به عبوديت محض نزديک‏تر شود، به همان مقدار از هوان و حقارت رهایی پيدا می‏كند و به كرامت می‌‏رسد. اگر به حد نهایی عبوديت خدا رسيد، كاملاً از هوان و حقارت می‌‏رهد و اين، همان كرامت مطلق است و اگر بهره‏ای از عبوديت خدا نداشته باشد، حقير مطلق است و حظّی از كرامت نمی‌‏برد(جوادی آملی، 1384ش: 1/203).

منظور از کرامت در اصطلاح علم عرفان، این است که شخص از نظر روحی دارای بزرگی و شرافت و قدرتی است که کارهای خارق­العاده از او سر می­‌زند و می­‌تواند در عالم وجود تصرّفاتی مانند طیّ‌الارض، و شفا دادن مریض‌­ها، انجام دهد. در صورتی که این کارها مستند به اذن الهی و نشانه ارتباط با خدا باشد، کرامت نامیده می­‌شود. و با توجه به این که کرامت مانند معجزه امری خارق‌العاده و نشان دهنده ارتباط با خداست اما یکی از تفاوت­‌های مهم معجزه و کرامت در این است که صاحب کرامت، هیچ ادعایی در زمینه نبوت و امامت ندارد. همچنین کرامت از مقوله سحر نیست و در اثر تمحض اراده و تقویت آن در جهات بندگی حاصل می­شود و تشخیص اینکه به صورت قدرتی الهی است یا با مرتاض­‌گری به دست آمده نیاز به تحقیق در اعتقادات و تقوای فرد دارد (مصباح یزدی، 1390ش: 170-182).

یافته‌های تحقیق

در این قسمت از مقاله، کَرامات آیت‌­الله آخوند ملا فتح­علی سلطان‌­آبادی(قده) از بیانات آیت‌الله محمدتقی بهجت(قده) ذکر می‌شود.

مرحوم شیخ محمدحسین اصفهانی صاحب تفسیر (رحمه‌الله) به قافله‌ای که مرحوم آخوند ملافتحعلی در آن بوده به‌عنوان دعا و یا به‌عنوان تجلیل از مقام مرحوم آخوند فرموده بود: به برکت وجود حاج آخوند ملا فتحعلی در میان شما، در امان خدا هستید! مرحوم آخوند ملا فتحعلی خلاف متعارف بوده است (رخشاد، 1389ش: 1/ 26).

مرحوم آخوند ملا فتح‌علی سلطان‌آبادی در سامرا صاحب کرامت بود. بعد از دادن نسخه‌های طبی به افراد بیمار، می‌فرمود: پول یکی از اجزاء نسخه را لازم نیست بپردازید و پول آن را به فقیر صدقه دهید. ان‌شاءالله یک روزه خوب می‌شوید. علمای بزرگ به ایشان عقیده داشتند و به دستور ایشان عمل می‌کردند و نتیجه می‌گرفتند(همان: 2/391).

آقایی می‌گفت مرحوم آخوند ملا فتح‌علی هر شب در سامرا یکی دو نفر را به شام دعوت می‌کرد. یک وقت بعد از نماز مغرب و عشا به من گفت: شما هم بیایید. با ایشان به منزل رفتیم. آن مرحوم از خانواده سؤال کردند: نان گرفته‌اید؟ گفتند: خیر. در سامرا هم قریب صد سال بود که نانوایی وجود نداشت، بلکه زن‌های عرب در خانه‌هایشان نان می‌پختند و صبح و عصر می‌فروختند و شب در شهر نان نبود. درهرحال، فرمود: بفرمایید بالا، خدا می‌داند که من میهمان دارم. پس از اینکه مقداری نشستیم، دامادش آمد و پرسید: آیا نان تهیه شده است؟ آخوند گفت: نخیر، ولی بیرون خانه بروید و دو سه قدم این طرف درِ خانه و دو سه قدم به طرف دیگر بروید. داماد ایشان از خانه بیرون رفت و برگشت. ناگهان دیدم دامانش پر از نان است. آن شب شام خوردیم و از هیبت آخوند رحمه‌الله نتوانستم از دامادش در این‌باره سؤال کنم؛ لذا صبح نزد داماد ایشان رفتم و گفتم: چه سرّ و رمزی میان شما و آخوند بود، بگو بدانم از کجا و از چه کسی نان گرفتی؟ گفت: ما به فرمایش آخوند متعبدیم، به همان صورت که فرمود عمل کردم و دو سه قدم این طرف رفتم و دو سه قدم به طرف دیگر، و ناگهان شخصی به من گفت: دامانت را بگیر، گرفتم، و او پر از نان کرد! (همان: 2/390).

مرحوم میرزای نوری در سامرا دستور فرموده بود برای دو شبِ پنجشنبه و جمعه، صد نفر از طلاب را دعوت کنند، ولی اشتباهاً همه صد نفر را برای یک شب دعوت کرده بودند، و غذا به اندازه پنجاه نفر تدارک دیده بودند؛ لذا به خانه مرحوم آخوند ملا فتح‌علی سلطان‌آبادی رفتند و ایشان را از ماجرا باخبر نمودند. ایشان فرموده بودند: سر دیگ غذا را بر ندارید، تا من بیایم. قبل از کشیدن غذا ایشان حاضر شد، پارچه آب نخورده‌ای را مطالبه کرد و روی دیگ گذاشت و سه مرتبه دست را روی آن به طرف چپ و راست حرکت داد و گفت: «عَلِی خَیرُ الْبَشَرِ، وَ مَنْ أَبی فَقَدْ کفَر؛ علی بهترین انسان است، هرکس این را نپذیرد، قطعاً کافر است» سپس غذای داخل دیگ را کشید و به همه صد نفر رسید!(همان: 2/126). (4)

در قضیه تحریم تنباکو، علمای اصفهان نامه‌ای برای مرحوم میرزا نوشتند که مضمون آن این بود که مردم چندان از فتوای شما استقبال نکردند. حامل نامه، آقای حاج آقا منیر نزد آخوند ملافتحعلی سلطان‌آبادی رحمه‌الله می‌رسد، ایشان می‌فرماید: نامه‌ای با خود داری که در آن چنین و چنان نوشته شده است و تمام نامه را از اول تا آخر برای حامل نامه و درحالی‌که نامه در جیب او بود، می‌خواند! سپس حاج آقا منیر، حامل نامه، از ایشان خواهش می‌کند که عملی به او یاد دهند. ایشان می‌فرماید: شما بحر مواج هستید. تا اینکه بعد از خواهش و التماس می‌فرمایند: سه چیز را مواظبت کنید و خود ایشان هم به این سه امر مواظبت می‌کرده است: ۱. خواندن زیارت عاشورا در هر روز؛ ۲. خواندن نماز وحشت در هر شب برای مؤمنین و مؤمنات، در هر کجای عالَم فوت کرده باشند؛ ۳. نماز اول ماه را ترک نکنید(همان، 1/15 و 264).

یاری به اموات با خواندن نماز شب اول قبر

نقل می‌کنند مرحوم آخوند ملا فتحعلی در سامرا برای اموات، نماز لیلةالدفن (نماز وحشت) می‌خواند؛ یکی از بستگان میتی، میت را در خواب می‌بیند که به او می‌گوید: نماز آخوند ملا فتح‌علی مرا نجات داد! وی از خواب بیدار می‌شود و سراغ آخوند را می‌گیرد و به خدمتش می‌رسد و عرض می‌کند: شما برای فلان‌میت در فلان‌شب، نماز وحشت خوانده‌اید؟ ایشان می‌فرماید: بله. پرسید: آیا ایشان را می‌شناسی؟ فرمود: شناختن لازم نیست.گفتن «أَللهُم اغْفِرْ لِلْمؤمِنینَ وَالْمؤمِناتِ؛ خدایا، مردان و زنان مؤمن را بیامرز» محض احسان به آن­هاست(همان: 1/264). (5)

مرحوم شیخ فضل‌الله نوری می‌گوید: خوابی دیدم و برای تعبیر آن نزد مرحوم آخوند ملا فتح‌علی سلطان­‌آبادی رفتم. همین که مقداری از خواب را برای ایشان نقل کردم، فرمود: خوب می‌دانم، بعدش هم این بود و این بود و تا آخر خواب را برای من نقل نمود و بعد تعبیر کرد(همان: 1/263).

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

در مورد آیت‌الله آخوند ملافتح­علی سلطان‌آبادی توصیفات بسیار بلندی در کتب تراجم بیان شده است و این عالم و عارف بزرگ علاوه بر اشراف بر اسرار قرآنی، دارای کرامات عرفانی متعددی است که دست کم برخی از آن­ها در مواردی بروز کرده‌­اند که مؤمنی گرفتار شده و آبروی او در خطر بوده است. کراماتی که از آیت‌الله ملافتح­علی سلطان‌آبادی از زبان آیت‌الله محمدتقی بهجت نقل شده است: عبارتند از:1)دفع بلا به برکت همراهی، 2)شفای مریض­ها با نسخه­‌های طبّی اثر بخش، 3)تهیه نان برای مهمانان به صورت خارق العاده، 4)تهیه غذا برای مهمانان به طور خارق‌العاده، 5)خواندن نامه بدون دیدن آن، 6)یاری به اموات با خواندن نماز شب اول قبر برای ایشان، 7)بیان اینکه افراد چه خوابی دیده‌اند و تعبیر آن­ خواب. در نتیجه با توجه به اعتقادات توحیدی و تقوای ایشان، و تصریح فقیه و عارف بزرگی همچون آیت‌­الله بهجت، کَرامات آیت‌الله آخوند ملافتح­علی سلطان‌آبادی اراکی، نشان از مقامات عرفانی این عالم و مفسّر قرآن دارد.

منابع تحقیق

آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، (1430ق)، طبقات اعلام الشیعه، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

امین، سیدمحسن، (1403ق)، أعیان الشیعه، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت.

انیس، ابراهیم، و دیگران، (1384ش)، المعجم الوسیط، مترجم: محمد بندر ریگی، اسلامی، تهران.

پاک­نیا، عبدالکریم، (1394ش)، شهریار شهود، سایت فرهیختگان تمدن شیعی: http://nbo.ir.

جوادی آملی، عبدالله، (1384ش)، ادب فنای مقرّبان، إسراء، قم.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (1427ق)، مفردات الفاظ القرآن، طلیعة النور، قم.

رخشاد، محمدحسین، (1389ش)، در محضر آیت‌الله العظمی بهجت [سه جلدی]، موسسه فرهنگی سماء، قم.

صدر، سیدحسن، (1429ق)، تکمله أمل الآمال، دار المؤرخ العربی، بیروت.

فیومی، احمدبن محمد، (1414)، المصباح المنیر، دارالهجره، قم.

مجلسی، محمدباقر، (1403ق)، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت.

مصباح یزدی، محمدتقی، (1390ش)، درکوچه‌­های آفتاب جستاری در عرفان اسلامی، مؤسسه امام خمینی، قم.

مصطفوی، حسن، (1430ق)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، دارالکتب العلمیه، بیروت.

موسوی شفتی، محمد مهدی، (1430ق)، غرقاب، کانون پژوهش، اصفهان.

...............................................................

1. حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین رُخشاد.

2 . بنابراین نظر، سن ملافتح­علی در زمان ارتحال ملکوتی، 78 سالگی بوده است.

3. پیرامون دستورالعمل آیت‌الله ملافتحعلی سلطان‌آبادی برای رفع گرفتاری‌­ها، بنگرید به شیخ عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، تعقیبات نماز صبح.

4. این جمله در روایات متعددی وارد شده است: «عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ص لِعَلِيٍّ أَنْتَ خَيْرُ الْبَشَرِ وَ لَا يَشُكُّ فِيكَ إِلَّا كَافِر» (محمدباقر مجلسی،1403ق : 26/306 و 307؛ 38/4). 

5. بعد از ارتحال این عالم ربّانی، شخصی او را در خواب می­‌بیند و از حال او می‌­پرسد. آخوند می­‌فرماید: کار من خوب نبود، ولی به واسطه­ همان نماز وحشت‌­ها خدا ما را آمرزید. سپس از او می‌­پرسد ما چه کار کنیم؟ می‌­فرماید: 1. حقوق مالی خود را نگذارید تا سر سال بماند، بلکه در همان ماه کارش را تمام کنید و بپردازید؛ 2. نماز را در اول وقت بخوانید؛ 3. به گمانم فرمود: با مردم به انصاف رفتار نمایید(رخشاد، 1389ش: 2/96).

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha